|
سلام دوستان خوبین ؟اول اينكه امروز هم هوا ابريه و اميدوارم يه بار ديگه شاهد نزول رحمت الهي در شهر عزيزمون باشيم و دوم اينكه حس میکنم از تعداد بازدیدکننده هاي وبلاگهاي ميده خيلي كم شده .....

چوک و چوک!... گم کرده راهش در شب تاریک
شبپرهی ساحل نزدیک
دمبدم میکوبدم بر پشت شیشه.
شبپرهی ساحل نزدیک!
در تلاش تو چه مقصودی است؟
از اطاق من چه میخواهی؟
شبپرهی ساحل نزدیک با من (روی حرفش گنگ) میگوید:
"چه فراوان روشنایی در اطاق توست!
باز کن در بر من
خستگی آورده شب در من."
به خیالش شبپرهی ساحل نزدیک
هر تنی را میتواند بود هر راهی
راه سوی عافیتگاهی
وز پس هر روشنی ره بر مفری هست.
چوک و چوک!... در این دل شب که ازو این رنج میزاید
پس چرا هر کس به راه من نمیآید...؟
شعر از نیما
|